نقدی بر سریال مختارنامه

27 11 2010

سریال مختار جنبه های مثبت فراوانی دارد ، وکماکان از معدود پروژه های بزرگ و پر هزینه در عرصه ی سریال های ایرانی است . آنچه مسلم است اینست که گروه وسیعی از کارشناسان ، هنرمندان و عوامل دیگر در ساخت این سریال تلاش شبانه روزی داشته اند. از این حیث نقد چنین سریالی با این ابعاد کار بسیار سختی است که باید توسط کارشناسان مختلف که در حیطه های گوناگون فعالیت دارند ، انجام شود تا در نهایت نقدی  جامع حاصل شود و درخور استفاده در پروژه های بعدی باشد.

آنچه در اینجا ارائه می گردد ، صرفا بیان چند نکته است که بیان آن ها شاید خالی از لطف نباشد .

در ایران اسلامی ، وقتی سریالی با رنگ و زمینه ی مذهبی ساخته می شود ، در میان بینندگان و منتقدان اهمیتی صد چندان پیدا می کند. این امر ناشی از آنست که مذهب در

جامعه ی ما از جایگاه والایی برخوردار است و مخاطب اینگونه سریال ها به هر ترتیب یا  طالب تحقیق در مورد مسائل دینی است ، و یا خود محقق است. حتی اگر بیننده ی سریال یک فرد به اصطلاح عام باشد ، باز هم در نفس عمل تفاوتی ندارد ؛ علت این موضوع را مختصرا بیان می کنم:

از نقطه نظر محققان ، چنانچه خللی از نظر محتوا ( ونه از نظر پروسه ی ساخت سریال ) وجود داشته باشد ، و یا حتی اگر محتوا صحیح و دقیق باشد ولی بعضی مسائل دینی طوری در سریال نمایان شود که به نحوی سبک انگاشته شود ، سریال مورد اتهام قرار میگیرد. از سوی دیگر برای مخاطبان به اصطلاح عام ، اینگونه سریال ها جنبه ی آموزنده پیدا می کند ؛ از این حیث چنانچه مسائل موجود ، ناقص یا به هر نحوی که مخاطب عام را به تصوری نادرست راهنمایی کند ، بیان شوند سریال مورد نظر اعتبار خود را از دست خواهد داد. ضمن آنکه اگر سخت گیرانه و بدبینانه به این موضوع بنگریم ، سریال به  نوعی به تحریف واقعیت پرداخته است. به مثال زیر توجه کنید :

چیزی که در سریال مختارنامه باعث امیدواری بود ، به تصویر نکشیدن واقعه ی عظیم عاشورا بود ؛ چرا که ابعاد و پیچیدگی های این واقعه چان گسترده است که هر گونه توصیف جامعی از آن ناممکن است . این از آن مواردی بود که اگر به تصویر کشیده می شد موج بسیار عظیمی را به راه می انداخت . امیدوارم این سریال روند وارد نشدن به اینگونه مسائل را حفظ کند.

از نظر محتوایی ، به همین میزان از نقد بسنده می کنم ؛ چون حالت کلی خود را از دست می دهد و با جلو رفتن سریال ، کمرنگ می شود. در ضمن نقد جزء به جزء و اینکه مثلا چرا فلان سکانس اینگونه بود و چرا آنگونه نبود ، هم کمی سلیقه ای است ، هم همانطور که گفته شد تخصص های مختلفی می خواهد و هم اینکه هدف من در اینجا ای نیست.

از حیث تولید ، باز هم می توان موشکافانه بررسی کرد ؛ که چرا مثلا نقش مختار به عهده ی  فریبرز عرب نیا گذاشته شده و به بررسی  پرداخت که جایگزین های نقش اصلی چه کسانی می توانند یا می توانستند باشند. ویا اینکه چرا به امین زندگانی نقش کمی داده شد ، و قص علی هذا.

اما یک نکته ای که واقعا دوست دارم به نقد آن بپردازم لوکیشن در سریال های ایرانی است. اینکه خانه ها در آن زمان خشت و گل بودند کاملا درست ، حتی اینکه کشور عراق هم تقریبا بیابانی است درست ؛ اما آیا نباید ترفند هایی استفاده کرد که مخاطب مجذوب شود؟ مگر صادر کردن فرهنگ یک هنر نیست ، مگر بخشی از وظیفه ی صدور فرهنگ به عهده ی  صدا و سیما نیست ، پس با این لوکیشن مخاطب داخلی هم مجذوب نمی شود چه برسد به مخاطب خارجی. ببخشید قیاس مع الفارق می کنم اما لوکیشن اصلی لاست یک جنگل بود در یک جزیره ، اما همان جنگل چندصد ساعت توانست مخاطب خودش را میخکوب نگه دارد. در هر صورت تا منتقدان منفعلانه برخورد می کنند و این قبیل مسائل را جدی گوشزد نمی کنند ، نباید منتظر تحولی چشمگیر در این عرصه باشیم.

ممنون از اینکه تحمل کردید ، نظر یادتون نره لطفا.

کپی برداری ممنوع اما به اشتراک گذاشتن لینک مطلب مجاز است

مطلب مرتبط :

نقدی بر سریال “یوسف پیامبر”

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: