نقدی بر سریال «یوسف پیامبر»

5 07 2008

سریال «یوسف پیامبر» به نظر من یکی از طبیعی ترین سریال های تاریخی ساخته شده تو ایرانه.

علاوه بر حالت های طبیعی بکار رفته ، داستان سریال هم داستانی سلیس و پر مایه است.

اما تو قسمت قبل (قسمت دوم) ، یه گفتگو بین پدر و پسر (یعقوب و یوسف) رد و بدل شد که اساسا در حد واندازه های سریال نبود،

هم حالت طبیعی بودن سریال رو از بین برد،هم خاصیت پرمایگی!

حالا من نمی دونم ، شاید نویسنده از این قسمت مکالمه  منظور خاصی داشته ، یا می خواسته بعدا به این موضوع شاخ وبرگ بده یا….

قضیه از این قرار بود که یوسف از پدرش می پرسه : آیا سایر همسرانت به مادرم حسادت می کنند؟

نقد اول : آیا کودک 5 ساله مفاهیمی چون غرور،حسادت ، ریا و … را درک می کند.

تا جائی که می دانیم یوسف زیبا بوده و نه نابغه! و به نظر من نویسنده بطور ناشیانه ای خواسته یوسف رو با هوش جلوه بده.

اما تو جمله ی بعدی که از یوسف می شنویم ،قضیه رنگ و بوی کاملا متفاوتی میگیره:

یوسف در جواب یعقوب که می پرسه این رو از کجا فهمیدی، می گه: همه می گویند.

خوب پس نقد اول تا حدودی نقض میشه،چون یوسف از سخن دیگران به این موضوع پی برده، ونه خودش.

نقد دوم: نقد دوم من به تکرار شدن دو زایمان متوالی در دو قسمت پیاپی است،که دیگه واقعا اوج تکرار بود.

نقد سوم: تنزل سایر فرزندان یعقوب در حد حیوان.(و تکرار زیاد صحنه ی کشتی گرفتن آنها)

درسته که حالا یوسف خیلی بهتر از اون ها بود ،ولی این برتری رو نباید با پست نشون دادن سایر برادران به تصویر کشید.

نقد آخر: نقد آخر با شما!

در هر صورت خوب معلومه که هر سریالی یه سری نقاط ضعف و قوت داره،ولی ضعف در اینگونه سریال ها باید توسط نقادان

گفته بشه تا تحریف در سیره ی بزرگان صورت نگیره.

پی نوشت : زمانی که این پست رو نوشتم فقط چند قسمت از سریال یوسف پیامبر گذشته بود ، و الان چندین ماه از اون زمان میگذره . هیچ وقت فکر نمی کردم این پست اینقدر پر بازدید بشه وگرنه سعی میکردم به مرور زمان کاملترش کنم تا حداقل زیر دین بازدید کننده ها نمونم. البته این رو هم اضافه کنم که علت پر بازدید شدن این پست به خاطر نبودن نقدی در زمینه این سریال هست. و وقتی تو گوگل » نقد سریال یوسف » رو search میکنی اول وبلاگ منو میاره.

حالا گذشته از این حرفا می خوام مطالبی رو به نقد فوق اضافه کنم.

مطلب اول اینکه به هر حال هزینه ی زیادی صرف ساخت این سریال شده ، و اولین تجربه ی فیلمسازان ایرانی در زمینه ی ساخت سریال های تاریخی نبوده ، ولی بر خلاف انتظار فیلم نامه ی سریال(که سنگ بنا برای اینگونه سریال هایی که بداهه گویی در آن نقشی ندارد همان فیلم نامه است) بسیار کم محتواست و همین امر شده که بیننده تعدادی مجسمه ی متحرک ببیند و نه بازیگر.

دوم اینکه گویا یک اشتباه تاریخی 300 ساله در ماجرای سریال رخ داده و آمن هوتب سوم 300 سال بعد از حضرت یوسف علیه السلام میزیسته ونه همزمان با او (البته این مطلب را در سایتی خواندم و از صحت آن مطمئن نیستم). به هر حال به نظر من در مورد مسائل مربوط به پیامبران نباید دانسته مرتکب خطا شد ، و اینطور علنی مسائل را تحریف کرد.

انتقاد آخر من هم از جامعه ی منتقد است که در عرصه ی وب و اینترنت بسیار منفعل عمل می کنند.

به امید فردایی بهتر.

نوشته شده در 19 فروردین :

دقیقا از همون قسمتی که زلیخا جوان شد احساس کردم که شیوه ی فیلم سازی در این سریال عوض شده.

گویا خود تهیه کنندگان هم فهمیده بودند که این همه مقدمه چینی باید به فرجامی  برسد  ، اگر دقت کرده باشید  نکات زیر مشهود است:

– حالات از بازیگران : شاید برادران یوسف خیلی طبیعی بازی می کنند که سریال طبیعی تر شده.

شاید در قسمت های قبل مقصر دیگر بازیگران بودند که سریال به یک دیالوگ خوانی محض تبدیل شده بود ، و حال که بازیگران جدید اضافه شده اند ، کار دیالوگ خوانی محض پاین یافته.

-تعدا بازیگران : تعداد بازیگران در هر سکانس بیشتر شده(تعداد اهالی در کنعان -خود برادران – زن و فرزندان یوسف -…).چیزی که از همان اول در این سریال کمبودش حس می شد و من خودم معتقدم تعداد بازیگران (منظور سیاهی لشکر نیست!) در سریال های تاریخی باید زیاد باشد وگرنه فقط صحنه می ماند.

-بازی خود یوسف : اشک و حالتی که به چشم هایش می دهد ما را وارد حس و حالی که باید، می برد،گمان می کنم به مرور زمان ، زمان حرفه ای تر شده.

-عادتی که کرده ایم : میگن عادت کردن به چیزی حسن و عیب اون رو مخفی میکنه.

حتی من منتقد هم بعد دیگه کم کم دارم عادی نگاه می کنم.دیگه به سختی می تونم نقاط منفی (و البته مثبت) این سریال رو تشخیص بدم.

در مورد مطابقت با قرآن:

البته من نمی دونم از چه منابعی  برای تهیه داستان این سریال استفاده شده. ولی قرآن که منبع اصلی هست رو مطالعه کردیم (چند نفری):

1-اون انتقاداتی که در اول مطلبم بیان کردم ، درست بود . چون در قرآن حرفی از این جزئیات به میان نیامده و احتمالا جزئیات را بدون استناد به چیزی اضافه کرده اند.

2-اینکه یوسف به خاطر فراموش کردن یاد خدا در زندان ماند  در قرآن آمده.

3-اینکه یعقوب گفت از در های مختلف وارد شوید آمده.

4!  اسمی از زلیخا نیامده! جوان شدنش هم نیامده.

در انتها هم باید بگویم که بالاخره شخص دیگری هم در رابطه با این سریال مطلبی نوشت :

پیامهایی آموزنده که در سریال یوسف می‏توان یافت

لینک : http://www.pourali.net/1388/01/641

Advertisements

کارها

Information

4 responses

7 07 2008
رضا استادی

http://www.rezaostadi.com/sresults.aspx?categ=16

برخی حقایق را درباره این سریال در این سایت بخوانید

15 02 2009
امید

مطالب خوبی بود. ممنون. فقط بعضی جاها خیلی تند روی کرده بودید . مثلاً اونجا که گفته بودید : » یوسف زیبا بوده نه نابغه » به نظر درست نمی رسید . زیرا اگرچه یوسف زیبا بوده است و کسی در این مورد شکی ندارد اما به هر حال به حکم این که حضرت یوسف پیبامبر خدا بوده ، قطعاً میزانی از نبوغ هم در او وجود داشته است .

16 02 2009
بهرام گور

چه خوب است در کنار پرداختن به داستان های قرآن. مسئولان داستان ها و تاریخ ایران باستان را به صورت فیلم و سریال تهیه کنند تا مردم با تاریخ و فرهنگ غنی ایران آشنا شوند. به عنوان مثال داستان زندگی کورش کبیر یا داستان به تخت نشستن داریوش کبیر( که با از بین بردن جدایی خواهان و گئوماتای مغ به وقوع پیوست)را به صورت فیلم و سریال در بیاوریم تا به امثال فیلم 300 و اسکندر جواب داده باشیم و تصویر ایران وایرانی را در ذهن مردم جهان اصلاح کنیم.

27 11 2010
نقدی بر سریال مختارنامه « Persia4Ever

[…] نقدی بر سریال “یوسف پیامبر” […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: